X
تبلیغات
ره به ت،کوردوستان rabat and kurdistan

ره به ت،کوردوستان rabat and kurdistan
ره به ت شاریکی خونجیلانه یه له روژهه لاتی کوردستان 
قالب وبلاگ
شوان په روه ر
[ یکشنبه شانزدهم آبان 1389 ] [ 21:47 ] [ امید سورانی ] [ ]
هانی
[ یکشنبه شانزدهم آبان 1389 ] [ 21:45 ] [ امید سورانی ] [ ]
هانی کچی کورد
[ یکشنبه شانزدهم آبان 1389 ] [ 21:43 ] [ امید سورانی ] [ ]
هانی کچی کورد
[ یکشنبه شانزدهم آبان 1389 ] [ 21:43 ] [ امید سورانی ] [ ]


ماران:ییلاقی در اورامان

مارتیا:نام سردار ایلامی طبق نبشته سنگ بیستون

ماردین:نام منطقه وشهری در ترکیه

ماریا:پهلوانان و جنگاوران قوم میتانی کرد را ماریا می گفتند

مارین:نام گیاهی که فقط در کوهستان ها می روید

ما رینه:یکی از  اثار باسنانی در ترکیه

ما زیار:سردار ماد در لشکر کورش

ما ژ ده ک:نام پیامبر ایرانی در دوره ساسانی

ماسا:ماه اسا

مامز:اهو
مانا:نام دولتی در ماد/ نام خداوند بزرگ

ما نو شا:اب خوردن/ما نوش

ماندانا:دختر اژ دید هاک که مادرش کورش بود

ما نوش:ماه نوش

ماهر و:رخ همچون ماه

ماه شه ره ف:ماهشرف/ نام همسر خسرو خان والی اردلان که شاعر بر جسته ای نیز بود

ما هور:تابناک

مر وا ری:مروارید/سنگی است قیمتی

مروف:انسان

مزدا:بزرگ

مو ژده:نوید/مژده

مه ترا:باران

مه ر جان:سنگی قیمتی سرخ رنگ
مه ر دو خ:خدای باستانی بابل

مه رینا:نام روستایی

منیژه:محراب

منو چهر:پیشداوری

مژ گان:مژگان خبر

مه رام:هدف / مقصود

مه ستانه:سر خو ش

مه ژیر:مهاجر

مه ستور:مست دارای شرم و حیا

مه کین:محبوب/با نمک

مه لان:پر نده

مه نو شان:نام حاکمی که از طرف کیخسرو منصوب شده

مه ها:بزرگ/ عظیم

مه هتاب:مهتاب

مه هشید:مهتاب

مه  هناز:مهناز

مه هین:بزرگ

مه یلان:ارزو

میترا:الهه عهد و پیمان /نور در دادگستری

میخه ک:میخک

مید یا:سر زمین ماد و نام سلسله ماد

میلاد: دانش اموز /شاگرد/تولد

میهران:صاحب فضل و کمالات

ناری:نام تر ا نه ای

نا ریا:قاصد/ پیک

نازار:پر ناز

نا زاف:شاداب

ناز په ری:نام بهرام گور

نازدار:کسی که نازش خریدار دارد

نا ز نین:دلربا

نازی:نازنین

نا زیلا:ناز یلی

نا سکی:نازک

نا سیار:اشنا

نانا:خدای جنگ در میان اقوام باستانی

نا هید:گیاهی مانند ستاره  /ستاره

نشتمان:وطن

نو شان:نو شیدن

نوش ئا فه رین:نوشافرین

نگین:شانس /بخت/نگین

نگار:بت/معشوق

نو شیار:نو شاننده

نو شین:گوارا/نو شیدن

نو شینه:گوارا

نو و سه ر:نو یسنده

نه به ز:خستگی ناپذیر

نه چیره وان:شکارچی

نه خشین:پر نقش و نگار

نه رمین:رعنا قامت

نه ر گس:گل نر گس

نه سا:زمین و محل افتاب نگیر

نه سته ره ن:نام گلی

نه سرین:گل نسرین

نه شمیل:دلربا/خوش اندام

نه کیسا:چنگ زن و موسیقی دان خسرو پرویز

نه مام:نهال

نه به ر:تازه رسیده

نه و رو ز:نخستین روز بهاری/عید باستانی

نیار:هنر پیشه

نیاز:هدف

نیان:غرس کردن/نهادن

نیر گس:نام گلی نیلی رنگ

نیشا:نشانه

نیکسار:نام منطقه ای در نزدیکی سیواس ترکیه

نیگار:بت/ دوست داشتن

نیلو فه ر:نام گلی است نیلی رنگ

نیلو: همان نیلو فر است از روی دوست داشتن می گو یند

نسیم:باد/ نام بادی است بهاری

نوید:مژده

ورشه:درخشش /براق

و نه و شه:بنفشه

وه ر زیا:بزرگ

و نار:اماده /مهیا

ویان:دلربا

ویدا:اشکار/هویدا

ها فال:رفیق

هانه:چشمه

هاوار:نام کوه دماوند در اویستا

ها و ری:همراه / دوست

ها وتا:هما نند/مانند

ها وژین:همدم /همزیست

ها و یار:حامی یکدیگر

ها یا:اگاه

همایون:مبارک/ معشوقه همای

هو ریان:قبیله ای از قبایل کرد

هو زان:دانشمند

هو شه نگ:هو شنگ

هو گر:ساعی/امید وار

هو مان:صاحب /خداوند

هو نیا:شعر

هه ر زا:نام قبیله ای در کردستان ق م

هه ر سین:نام شهری در در کردستان ایران

هه ژار:فقیر/تهیدست

هه ژیر:زیبا /  باهوش

هه ستا:قبیله ای از کردها ق م

هه لا له:گل لاله

هه لبه ست:شعر منظم دارای وزن

هه لکه وت:رویداد

هه لگورد:کوهی در کردستان

هه لمه ت:حمله / یورش/نام فرمانده ای کرد

هه لو:عقاب/ پرنده شکاری

هه نار:انار

هه نگا مه:از اسامی کردی که در کرمانشان و اورامانات رایج است

هیدی:صبور

هیرا:وسیع/بزرگ

هیمن:هیمن

هینا:ماهر/امو زش دیده

هیژان:لایق/ارجمند

هیوا:امید

یادگار:یادگار

یاران:دوستان/ رفقا

یاسا:قانون/روش

یا سه مه ن:یا سمن

یا وه ر:دوست /حامی

یه کد ل:دوست/راستین

یه گا نه:یگانه

یه لدا:دراز/ شب یلدا

یه مان:نترس
فردین:دارنده ایین زرتشت

فرشاد:فرشاد

فرمسک:اشک

فروهر:روح /جاویدان

فریا:به کمک رسیدن

فریدون:قهرمان با ستانی اقوام ایرانی

فر مسک:اشک

فریشته:پری

فریناز:پر یناز

فه رامرز:نام پسر رستم

فه را نه ک:نام مادر فریدون

فه ر زاد:فرزاد

فه ر زا نه:فه رزان

فه ر زین:وزیر درباری شطرنج

فه ر شید:فرشید

فه رهاد:فر هاد قهرمان شیرین و فر هاد

فه ریبا:فریبنده

فه ریبو ر ز:نامی برای پسران

فه ریکه:سبزه نرسیده

فیان:شرم اور

فه هیمه:عاقل

فریبو ر ز:نام سرداری

قا ره مان:قهرمان

قاسپه:اواز کبک

قومری:نام پرنده ای است

قه ند یل:نام کوهی/لوستر

کا بان:کد بانو

کا را کو:نام ایالتی ار قوم ماد

کار دوخ:نامی برای قوم کرد

کا رزان:دانا/عاقل

کاروان:کا ر وان

کا ر و س:گیاهی خو شبو

کاله:نو ر س

کا مران:خو شبخت

کا مره وا:کا میاب

کا میاب:کا مروا

کا میار:ارزو مند

کانی:چشمه

کاوه:کاوه منسوب به کاوه اهنگر

کا وان:انقلاب بزرگ /سخره سنگی

کا ویار:کو هنورد/نگهبان کوه

کریشه:نوعی پارچه

کلارا:نام کوهی در اطراف پنجوین عراق

کو چه ر:مهاجر

کوردستان:نام سرزمینی رویایی که مهد تمدن است

کوردو:نام باستانی در باره کردها

کورده:خطاب به یک کرد

کوسار:کوهستان

کو یار:همراه سفر در کوه

که ژال:زیبا/زیبا روی

که ژان:کوهها

که ژو:سفید پوست

که ژین:ابریشم

که وی:کوه برفی

که و یار:حامی و نگهبان

که هیا:کد خدا

که یا نوش:کیانوش

کیا:پادشاه با قدرت

کی وار:گیاه خاردار

که یوان:ستاره زحل

کیو سان:کو هستان

کیو مه رز:لقب ارش پهلوان نامدار

کیو مه رس:نام نخستین پادشاه پیشدادی کرد

گزینگ:اخرین و اولین زرده افتاب/نام اتشکده بزرگ کردها

گزیزه:نوعی گل

گلاله:طرح /نقشه

گلیار:گل انار

گو وه ند:شادی /عروسی

گو ده رز:نام یکی از فرزندان کاوه اهنگر

گوران:نام یکی از طوایف کرد

گولاله:نام گلی

گولارا:گل ارا

گو لان:گلها/نخستین ماه بهاری در کردی

گو لباخ:گل باغچه

گو لبه هار:گل بهار

گو لچه ن:گل انار

گو لپه ر:گل پر

لاوین:قبیله ای از کردها/نوازش دهنده

لیلا:دختر کیقباد که در ۳ سالگی مرد

لیو ال:لب لعل
سابان:نشانه/شناخت راه

ساتا:نام یکی از سرداران ماد

ساران:سران/امرا

سارم:نامی برای مردان

سارمه:گل زرد در پاییز و بهار

سارو:سردار کرد در دوران شاه اسماعیلنام پرنده ای است

ساریسا:نام شهری باستانی

ساسان:بنیانگذار سلسله ساسانیان

ساسون:نام امارتی کردنشین در بتلیس/اسم کوهی در ترکیه

ساکو:ساده/یکسان

ساکار:ساده /بی ریا

ساکا:یکی از قباد

سه فین:کشتی

ساگار:یکی از طوایف کرد سوبار

سالار:سالار بن ماملان از امرای کرد/پیشرو

سامان:دارایی/پاک و صاف

سا مره ند:نام کوهی در مهاباد

سامه:پیمان

سا مینه:اسم قبیله ای از اکراد بود

سانا:اسان/ سهل

سا نیار:نام قبیله ای از اکراد

ساوا:نوزاد /بچه کوچک

سپیده:سفید/سپیده

ستیره:ستاره

سه ردار:فرمانده

سرمه:گردنبند طلا وجواهر

سروش:نوا/اهنگ سرود

سروه:نسیم/زمزمه

سره وان:ارامش

سریوه:سرود/نسیم

سکالا:شکایت

سمکو:رییس ایل شکاک/اسماعیل اقای سمکو

سنور:مرز/سرحد

سه نو بر:درخت سنوبر

سوسه ن:سوسن

سودابه:همسر کیکاووس

سوران:لهجه ای از زبان کردی

سورمه:سورمه چشم/نامی دخترانه

سوزه:باد خنک

سوسه ن:نام گلی است

سو شیا ن:موعد  دین زرتشت

سو لاف:ابشار

سولان:نام گلی

سوما:روشنایی

سو هه یل:نام ستاره ای

سو یند:قسم/سو گند

سه ر به رز:سر بلند

سه تیا:دنیا/ روزگار

سه ر به رز:محترم/با افتخار

سه ر به ست:ازاد /وارسته

سه ر په ل:فرمانده

سه ر چل:شاخه نازک

سه ردار:بزرگ

سه ر ده م:هنگام/لحظه

سه ر سه و ز:خوش ا ب و هوا

سه ر کاو:فرمانده /قله کوه

سه ر که وت:پیر و ز/ مو فق

سه ر گول:بهترین از هر چیزی/ سر سبد

سه ر مه ست:شاد/سرخوش

سه رو:سرو نو عی درخت

سه روک:رهبر

سه روناز:سرو ناز

سه روه ش:شاد مان

سه روین:رو سری/سر پوش زنانه

سه مه ن:گل یاس/بت

سه مه ند:اسب زرد رنگ

سه ناز:بندر خوش اب و. هوا

سه وین:روسری

سه هند:نام کوهی در اذر بایجان

سه یران:سیران/ پیکنیک

سه یفان:شکارچی

سی وان:نام کوهی

سیا مه ک:نام یکی از بزرگان

سیا  مه ند:سیا مند

سیبار:نام قلعه ای

سیروان:نام دهی در کردستان

سیمین:زرین

سینا:نامی برای مردان

سیما:رخسار

سعادت:خوشبختی

سعید:خوشبخت

سمیرا:ساه رخسار

شاباز:باز شکاری

شا په ر:پر بزرگ پرندگان

شا خه وان:کو هنورد

شادی:خوشی

شا د مان:خوشحال/برادر شیرویه

شارو:بکر/دست نخورده

شاکو:شاهو/کوه بزرگ

شا مار:قهر مان

شانا:باد ملایم

شا ناز:ناز دار/ اهنگی در مو سیقی دوران ساسانیان

شانی :با ناز راه رفتن

شاهروخ:نام یکی از شاهزادگان کرد

شاهوار:نیرومند

شاهین:عقاب

شایان:لایق /شایسته

شایسته:نیکو

شکو فه:شکوفه

شلیر:لاله سرنگون/ دره ای در کردستان سردشت

شنو:نام شهری

شوان:رم یار/ چوپان

شورش:انقلابی/قیام

شوران:تنو مند

شوره بی:بید مجنون

شه پو ل:موج دریا

شه راره:گرمای سوزان

شه رمین:با شرم و حیا

شه ر وین:نام کوهی در کردستان

شه کره:نوعی گیاه

شه مال:بادی است که از شمال می وزد

شه مامه:دستنبو

شه نگه:زیبا

شه و با:نسیم شب

شه وین:پریشان/اشفته

شه و بو:گل شب بو

شه و که ت:بزرگوار

شه و مه:مهتاب

شه و نه م:شبنم

شه هرام:مرد متین

شه هریار:شهریار

شه هریبان:شهر یار

شه هلا:افسونگر

شه یدا:عاشق

شیاکو:نام کوهی اغست در اطراف گیلان غرب

شیر دل:نام یکی از سرداران کرد ایوبی

شیر کو:نام کوهی

شیبا:باد خنک

شیر زاد:از خا ندان کرد

شیرین:معشوقه لیلی/مطبوع

شیلان:نسترن کوهی

شیما:اسم زیبا برای دختران

شینا:توانا /قدرتمند

شیوا:ابی رنگ//سبزه زار/رسا

شیواو:گرفته/نگران

شهین:نام پرنده ای

شه سوار:نام سرداری
رابین:مشاور/معتمد

رازیار:راز دار

رازان:گفته ها/اسرار

رازاو:اراسته

رازاوه:اراسته

رازیان:نام دهی در کردستان ایران وعراق

رازین:رازان

راژانه:رازیانه

راسپر:سفارش کننده

راشین:تو شه

راگر:راه گیر

رامان:متفکر

راماو:متفکر

رامتین:نام سازنده

راویار:شکارچی

رامیار:سیاس/سیاست مدار

رامین:معشوقه  ویس

راهی:نجات ازاد

راهین:اموزنده اموزگار

روبار:رودبار

رزگار:رهایی/نجات

رزمان:جنگجو

روبه خال:رویه خال

روپاک:رو پاک

روخسار:سیما/رو

روزان:ایام/دوران

روزگار:زمانه

روژ بهار:روز بهاری

روژان:روزها

روژین:روزان/زیبارو مانند روز

روسا:روسا از اسامی باستانی که در کتیبه بیستون امده است

روسته م:قهرمان و پهلوان نامدار

رو شنه نگ:زیبا رو

روکسانا:زیبا رو

رو گه ش:خندان/بسیم

رو مه ت:رخ گو نه

رو ناک:در خشان

رو نیاس:نام گیاهی

روومه ت:صورت

روژ ینه:روژین

روژینا:مانند روز

روزیتا: نام گلی سرخ رنگ مشهور در فرانسه

روژیار:خور شید /افتاب

رهبه ر:فر مانروا

ره زین:نمکین/دهی در کردستان ایران

ره گه ز:نژاد

ریباز:رهگذر

ریبان:ره بان

ریبوار:رهگدز

ریبه ر:باخچه

ریبین:راهنما/راه شناس

ریتا:شبروی

ریحانه:نوهی سبزی خوش بو/ریحون

ریزان:راه دان/دانشمند

ریز ین:ریزان

ریژان:باریدن تند باران

ریژاو:ابشار/نام ییلاقی در قصر شیرین

ریژه ن:برکت

رینما:راهنما

ریسا:عرف / عادت

ریده ر:رخصت/مفت

رحیم:رحم گننده

رهءف:مهربان

رحمان:بخشنده

زارین:نام کوهی در غرب ایران

زاموا:منطقه ای کشف شده و باستانی در سردشت۰  ربط  .

زانا:دانا

زانیار:عالم

زونا:گیاهی با گل سیاه رنگ

زردشت:پیامبر اقوام ایرانی که در سواحل دریای ارومیه ساکن بودند

زرو:گیاه برگ زبر

زریا:دریا

زریان:باد جنوب

زریبار:نام دریاچه ای در مریوان

زریوان:دریا بان

زمناکو: کوهی در اطراف حلبچه

زورار:جریان تند اب/پر اب

زوران:نوعی کشتی باستانی کردی

زه به ر:بهره

زه واره:نام برادر رستم دستان

زیبا:قشنگ

زیره ک:دانا/هوشیار/ نام خواننده بزرگ کرد

زین:معشوقه مه م

ژیوار:کنار /حاشیه

ژاله:نام گلی

ژالان:گل ژاله

ژوان:میعاد گاه

ژاوه رو:نام منطقه ای در کردستان

ژیار:تمدن فرهنگ

ژیان:زندگی کردن/نام روزنامه دیگر پیره مرد

ژیلا:اسم دختر

ژیلوان:نام پسر کرد

ژین:حیات / زندگی

ژیلا:اسم دختران

ژیله مو:باقی مانده اتش در خاکستر

ژینا:زندگی

ژیوار:اسم کوه و منطقه ای در اورامانات

ژینه ر:راژیان

ژیر:دان
خاکسار:فروتن

خه شایار:فرمانروا

خورشید:افتاب

خوسره و:نام پادشاهی

خوشناو:سخا وتمند

خو گر:انیس

خونچه:غنچه

خه بات:مبارز/کوشا

خه را مان:با ناز رفتن

خه رمانه:هاله ماه

خه زال:تند وتیز

خه زه ل:برگ خزان

خه یال:وهم/خیال

خا تون:خانم

خسرو:نام پادشاهی

دادا:خواهر

دارا:ثروتمند

داوه ر:داور / قاضی

داژ یار:رزق و روزی

دایان:ماما

دریا:دریا/زیرک

دژار:قلعه

دلارا:معشوق/دلارا

دلارام:دلارام/اسوده

دلاوا:بخشنده

دیمن:دشت /صحرا

دیلان:نوعی رقص کری

دلبهر:دلبر

دل پاک:یکرنگ

دلخوش:دل خوش

دلدار:عاشق/شجاع / زنده دل

دلزار:دلزار

دلروبا:دلربا

دلشاد:خوشحال

دلکه ش:دلکش

دلگیر:محبوب

دلنیا:اطمینان

دلنه واز:دلنواز

دلوفان:مهربان

دله ناز:دلناز

دلیر:شجاع

دورنا:نام پرنده ای بسیار زیبا

دمان:کشتزار

دلان:صاحب دل

ده ریا:بحر

ده لیا:دریا

دیاری:هدیه

دیانا:معبدی که خرابه های ان هنوز در شهر کرد نشین کنگاور مو جود است

دینا:پسندیده

دیوا:تارا

جمشید:از اسامی باستان

جوان:زیبا:خوشکل

چالاک:چابک

چا و گش:چشم روشن

چاوکال:چشمی که مایل به ابی باشد

چاویار:ناظر/نگهبان

چر کو:جنگل انبوه/کوه جنگلی

چرو:جوانه درخت/شکوفه برگ

چریکه:صدای خوش/صدای رسا

چنار:درختی است جنگلی

چه له:زیبا

چنوور:نام گلی

چه مه ن:سبزه زار

چیا:کو هستان

چیاکو:کوهی کوچک
[ پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 ] [ 22:17 ] [ امید سورانی ] [ ]
[ پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 ] [ 0:4 ] [ امید سورانی ] [ ]
[ پنجشنبه سیزدهم آبان 1389 ] [ 0:0 ] [ امید سورانی ] [ ]
[ چهارشنبه دوازدهم آبان 1389 ] [ 23:57 ] [ امید سورانی ] [ ]
[ چهارشنبه دوازدهم آبان 1389 ] [ 23:54 ] [ امید سورانی ] [ ]
[ چهارشنبه دوازدهم آبان 1389 ] [ 23:50 ] [ امید سورانی ] [ ]

[ یکشنبه نهم آبان 1389 ] [ 22:21 ] [ امید سورانی ] [ ]




در سال 1959، یک خلبان ترک، چندین عکس هوایی برای مؤسسه ژئودتیک ترکیه برداشت. هنگامی‌ که مأموریت به پایان رسید، در میان عکس‌های او تصویری جلب نظر می‌کرد تصویری از یک قایقی بزرگ که بر سینه تپه ای، در فاصله بیست کیلومتری کوه‌های آرارات آرمیده بود.
تصویر هوایی از فسیل کشتی که محل آسیب دیدگی ناشی از برخورد به یک صخره در آن مشخص است. بلافاصله پس از مشاهده این تصویر، تعدادی از متخصصان، علاقه‌مندبه پیگیری شدند. دکتر براندنبرگ از دانشگاه ایالتی اوهایو یکی از این علاقه‌مندان بود. او کسی بود که قبلاً در زمینه کشف تأسیسات روی زمین از طریق هوا، مطالعات دانشگاهی داشت و پایگاههای موشکی کوبا را در دوران کندی کشف کرده بود. دکتر واندنبرگ با دقت عکس‌ها را مورد مطالعه قرار داد و اظهار کرد: «من هیچ شکی ندارم که شیء موجود در عکس‌های هوایی یک کشتی است.» ۱۷ سال از آخرین تحقیقات در منطقه گذشت تا در سال ۱۹۷۶ یک باستان شناس آمریکایی به نام «ران ویت» تحقیقات جدید خود را در منطقه آغاز کرد. او بزودی با انجام محاسبات دقیق دریافت که طول این شیء عظیم الجثه بلندتر از طول یک زمین بازی فوتبال و اندازه آن به بزرگی یک ناو جنگی است که کاملاً در زمین دفن شده است. اما کشتی کشف شده در زیر گل و لای قطوری دفن شده بود و بسختی به جز از ارتفاع قابل رؤیت بود. «ران وایت» و گروه همراهش که مشتاقانه کار را پیگیری می‌کردند، به جایی رسیدند که تنها وقوع یک حادثه عجیب و نادر می‌توانست راهگشای کار آنها باشد:

از تحقیقات ران ویت مدت زیادی نگذشته بود که در 25 نوامبر سال 1978، وقوع زمین لرزه ای در محل، باعث شد تا کشتی مزبور به طور شگفت آوری از دل کوه بیرون بزند و سطح زمین اطرافش را به بیرون براند. بدین ترتیب دیواره‌های این شیء، شش متر از محوطه اطرافش بالاتر قرار گرفت و برجسته تر شد. بدنبال این زمین لرزه، ران وایت ادعا کرد که شیء مذکور می‌تواند باقیمانده کشتی نوح باشد. سپس بدبینی‌ها به خوش بینی مبدل و این سؤال‌ها مطرح شد: «اگر این جسم عظیم قایقی شکل به طول یک زمین فوتبال، در ارتفاع 1890 متری کوههای آرارات، کشتی نوح نیست، پس چه چیز می‌تواند باشد؟ و اگر جسم کشتی نوح است، آیا طوفان نوح واقعاً بوقوع پیوسته است؟... آیا ما شاهد بقایای کشتی افسانه ای حضرت نوح که در کتب مقدس ادیان جهان از آن صحبت شده است، هستیم؟» بررسیهای زمین شناسی در نقاط مختلف دنیا، نابود شدن و مرگ‌های دسته جمعی موجودات زنده را بر اثر حادثه ای غیر منتظره نشان می‌دهد. برخی از این حوادث با زمان طوفان نوح همخوانی دارد.
وجود لایه‌های مخلوط فسیل شده حیواناتی چون فیل، پنگوئن، ماهی، درختان نخل و هزاران هزار گونه گیاه جانوری، تأییدی بر این واقعیت است. این سنگواره‌ها که بعضاً در برگیرنده حیوانات مناطق گرمسیر با مناطق سردسیر (در کنار هم) هستند، نشان می‌دهند که با فرونشستن آب، جانوران و گیاهان خارج شده، در زیر رسوبات مانده و به فسیل تبدیل شده‌اند. تاریخ در مورد محل به گل نشستن کشتی چه می‌گوید؟
داستان کشتی نوح از گذشته‌های دور مورد توجه اقوام مختلف بوده است. مورخان از ۲۰۰۰ سال پیش نقل کرده اند که مسافران کنجکاو از قدیم این منطقه را در کوههای آرارات کشور ترکیه، مورد بازدید قرار می‌دادند و گاهی تکه‌های کوچکی از آن به غنیمت برده می‌شد. در تاریخ آمده است که حدود ۸۰۰ سال قبل از میلاد مسیح، آشوریان اقدام به ورود به کشتی کردند و موفق به ورود به طبقه سوم آن که در زیر زمین واقع شده بود شدند. این نشان می‌دهد که اقوام مختلف در مورد موقعیت جغرافیایی کشتی، متفقند.

تکنولوژی پیچیده در ساخت کشتی
اینجا صحبت از ساخت یک قایق کرجی کوچک هشت نفره با ظرفیت چند حیوان کوچک نیست. بحث بر سر تکنولوژی پیچیده ای است که مهارت ذوب فلزات، ابزار پیشرفته و نیروی انسانی حاذق می‌طلبیده است. از آنجا که یاران حضرت نوح تعداد بسیار کمی ‌بوده اند، این سؤال پیش می‌آید که نوح براستی چگونه این کشتی را ساخته است. کشتی‌ای که تاکنون از عجایب کتب مقدس به شمار می‌رفت و اکنون یک واقعیت علمی ‌لمس شدنی است. آیا نوح به تنهایی توانسته است کشتی ناوگونه خود را به طول یک زمین فوتبال و به وزن تقریبی ۳۲۰۰۰ تن بسازد؟ آیا ساخت یک کشتی با دست خالی با امکانات آن زمان، به گنجایش ۴۹۴ اتوبوس دو طبقه مسافربری با تصورات ما درباره قدما، همخوانی دارد؟ براستی چه تعداد جانور و چگونه جمع آوری شدند و در کشتی جایگزینی شدند؟ آب و غذا چگونه تأمین می‌شد؟ جانوران وحشی چگونه به سوی کشتی هدایت شدند؟...خوشبختانه تحقیق بیشتر در محل، حضور حیوانات را در کشتی یافت شده، تأیید کرد. کشف مقادیر قابل توجهی فضولات حیوانات که به صورت فسیل در آمده اند و از ناحیه خسارت دیده کشتی به بیرون رانده شده اند ، فرضیه ما را بیشتر به واقعیت نزدیک کرد. علاقمندان به کاوش در مورد کشتی نوح بارها سعی کرده اند به درون کشتی فسیل شده راه یابند ولی همیشه با توده‌های عظیم سنگ و خاک نیمه ویران مواجه شده اند. در آخرین تلاشها، کاوشگران سعی کردند لایه‌های گل و لای خشک شده اطراف کشتی را در هم بشکنند و از میان بردارند تا شاید راهی برای ورود به اتاقکهای زیرین کشتی پیدا کنند، اما خیلی موفق نبودند. در سال ۱۹۹۱، «گرگ برور» باستان شناس، بخشی از شاخ فسیل شده جانوری را کشف کرد که از قسمت تخریب شده کشتی که فضولات حیوانی بیرون ریخته بودند، به بیرون افتاده بود. به تشخیص محققان، این شاخ که مربوط به یک پستاندار بوده است، مقارن با شاخ اندازی سالانه جانور به هنگام خروج از کشتی در آنجا رها شده است..

کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی

آزمایشات دانشمندان وجود قطعات آهن را در فواصل منظم و معین در ساختار کشتی تأیید کرده است. باستان شناسان با کشف رگه‌ها و تیرهای باریک آهنی، الگویی ترسیم کرده اند که حاصل کار به صورت نوارهای زرد و صورتی بر روی کشتی علامتگذاری شد. آنها همچنین گره‌ها و اتصالات آهنی محکم و برجسته ای را یافته اند که در ۵۴۰۰ نقطه کشتی بکار رفته اند.تصویر برداری‌های راداری نشان داده که در محل تصادم کشتی با صخره به هنگام فرود آمدن یا به عبارت دیگر به گل نشستن، نوارهای آهنی یا تیرهای فلزی کج شده اند. آنها می‌گویند که استفاده وسیع و همه جانبه از فلزات در ساخت کشتی خارج از حد تصور ماست.
و اصنع الفلک باعیننا و وحینا (سوره هود، آیه37)و کشتی بساز زیر نظر ما و مطابق وحی ما

کشتی نوح: اسکلت فلزی، بدنه چوبی


به نظر می‌رسد که تکنولوژی پیشرفته و رشدیافته ای در آن دوران وجود داشته که به هر حال حضرت نوح (ع) توانسته از آن بهره‌مند شود. تکنولوژی و تمدنی که ذهن ما را از تمرکز بر روی بناها و اماکن منحصر به فرد در نقاط مختلف دنیا به این نقطه از جهان معطوف می‌کند. اکتشافات زمانی جالبتر شد که باستان شناسان توانستند طرح مشبکی حاصل از تقاطع تیرهای فلزی افقی و عمودی بکار رفته در بدنه کشتی بدست بیاورند. تصاویری که نشان می‌دهند ۷۲ تیر فلزی اصلی در هر طرف کشتی به کاررفته است. به نظر می‌رسد که برای هر چیزی طرح و الگویی وجود داشته است. وجود اتاقها و فضاهای کوچک و بزرگ در طبقات مختلف، نظریه وجود طرح مهندسی پیشرفته را تأیید می‌کند. در طول تحقیقات، بررسیهایی در مورد تعیین طول، عرض و قطر کشتی انجام گرفته است که متخصصان را قادر ساخته تا از جزییات کف کشتی، ساختمان و الگوی اولیه و مواد تشکیل دهنده آن اطلاعاتی بدست آورند. دستیابی به چنین کشفیاتی مبهوت کننده بود، چرا که در بسیاری از مواقع، درک واقعیت کشف شده از حد تصور خارج بود.

کشف یک لایه غلافی و کپسولی شکل در داخل کشتی از این جمله بود که در واقع کشتی را به دو لایه یا پوسته اصلی مجهز می‌کرد. این آزمایشات، وجود دیوارهای داخلی کشتی، حفره‌ها، اتاقها و دهلیزها و همچنین وجود دو مخزن بزرگ استوانه ای را تأیید کرد. در این آزمایشها که به «اسکن‌های راداری» معروفند، معلوم شد که دو مخزن استوانه ای بزرگ که هر کدام چهار متر و ۲۰ سانتی متر بلندی و هفت متر و بیست سانتی متر عرض داشته اند و به دور هر یک از آنها کمربندی فلزی نصب شده بود، در نزدیکی تنها در ورودی کشتی وجود داشته اند. در یکی از آزمایشات رادار اسکن که به درخواست استاندار استان آگری ترکیه انجام شد، معلوم شد که جنس بدنه کشتی از سه لایه چوب به هم چسبیده تشکیل شده است. این سه لایه با مواد محکم چسبنده، بهم چسبیده بودند.در سال ۱۹۹۱، یک عدد میخ پرچ فسیل شده با حضور ۲۶ نفر محقق در بقایای کشتی کشف شد. تجزیه و تحلیل ترکیبات این میخ وجود آلیاژهای آلومینیوم، تیتانیوم و برخی از دیگر فلزات را تأیید کرد.این در حالی است که گمان می‌رفت در زمان حضرت نوح، آهن و آلومینیوم هنوز به مرحله کشف و استخراج نرسیده باشد. آیا ما نیازمند بازنگری در تاریخ استفاده و استخراج بشر از فلزات هستیم؟

لنگرهای کشتی هم کشف شد!

بربلندیهای تپه‌های اطراف محل کشتی، باستان شناسان چند جسم بزرگ حجیم سنگی یافتند که در بالای هر کدام سوراخی بزرگ تعبیه شده بود. اینها در واقع ابزاری بودند که به علت وزن زیاد به جای وزنه یا لنگر به هنگام پهلو گرفتن کشتی به آب پرتاب می‌شدند. چگونه و با چه نیرویی؟ دقیقاً نمی‌دانیم.

کتیبه ای که ادعای دانشمندان را اثبات کرد

روایت است که حضرت نوح(ع) قبل از به زمین نشستن کشتی و فروکش کردن آب، پرنده ای را که باید مانند کبوتر یا کلاغ بوده باشد به بیرون فرستاد تا مطمئن شود خشکی نزدیک است یا نه. بار اول پرنده با خستگی به کشتی بازگشت و این بدان معنی بود که خشکی در آن نزدیکیها وجود ندارد. بار دوم پرنده به کشتی باز نگشت و این آزمایش نشان داد که عمل لنگر انداختن نزدیک است. [در کتاب مقدس که گویا این روایت از آن نقل شده، آمده است حضرت نوح(ع) ابتدا یک کلاغ را می‌فرستد که از فرستادن کلاغ نتیجه ای نمی‌گیرد و بعد از آن کبوتری را می‌فرستد.] درست در دو کیلومتری شرق محلی که کشتی هم اکنون قرار دارد، دهکده ای وجود دارد که «کارگاکونماز» نامیده شده است. نام این دهکده را چنین ترجمه کرده اند: «آن کلاغ نه توقف می‌کند نه باز می‌گردد.» محل کنونی کشتی در دل کوههای آرارات از گذشته‌های دور، به منطقه هشت معروف شده و دره پایین منطقه، محله هشت نام گرفته است. چرا؟ [در کتاب "کشتی گمشده نوح" آمده نام این منطقه به «تمانین» (Temanin) معروف است که به معنی «هشت» است. شیخ صدوق در کتاب عیون الاخبار از امام رضا(ع) نقل کرده است که "نوح در همان محلی که کشتی به زمین نشست قریه ای بنا کرد و نام آن را قریه «ثمانین» (هشتاد) گذاشت." همانطور که می‌بینیم بین کلمات «ثمانین» (هشتاد) و «تمانین» (هشت) از نظر شکل و معنی شباهت زیادی وجود دارد.]
در نزدیکی محل فرود کشتی در بالای تپه، لوحه ای کشف شد که ادعاهای باستان شناسان را به طرز زیبایی اثبات کرد. کتیبه ای که حداقل ۴۰۰۰ سال قدمت دارد. بر روی این تابلوی سنگ آهکی، در سمت چپ، تصویر رشته کوههایی دیده می‌شود که در کنار یک تپه و سپس یک کوه آتشفشان قرار دارد. در سمت راست، یک تصویر قایقی شکل با هشت نفر انسان کنده کاری شده است... در بالای سنگ کتیبه، دو پرنده در حال پروازند. کشف این کتیبه همگان را به شگفتی واداشت. [کتاب مقدس، سرنشینان کشتی نوح را هشت نفر ذکر کرده است.] در واقعیت موجود، کوه آرارات در سمت چپ، تپه ای در کنار آن و قله یک کوه آتشفشان در کنار تپه وجود دارد.
...در پایان به برخی نکات در تأیید تحقیقات اشاره می‌کنیم:
۱- «کتاب مقدس» می‌گوید که کشتی نوح در ناحیه کوههای آرارات فرود آمده است.
۲- قرآن کتاب مقدس مسلمانان، می‌گوید که کشتی نوح بر روی کوه «جودی» نشسته است. کوهی که در حال حاضر کشتی مورد نظر بر آن قرار دارد.
قضی الامر و استوت علی الجودی (سوره هود، آیه44)و کار پایان یافت و کشتی بر کوه «جودی» پهلو گرفت.
۳- آشور نصیربان دوم، پادشاه آشور (۸۵۹ – ۸۸۳ قبل از میلاد) مدعی بود که کشتی نوح در محلی به نام نیسیر پهلو گرفته است. در فاصله کمتر از ۵۰۰ یاردی محل کشتی، دهکده ای وجود دارد که اوزون گیلی نام دارد و پایین تر از آن بر روی نقشه‌های بسیار قدیمی، محلی به نام نیسیر یا نسیر مشاهده می‌شود.
۴- اسامی‌برخی اماکن در اطراف کوه آرارت نیز می‌تواند با ماجرای طوفان و کشتی نوح مرتبط باشد؛ خود کوه آرارات در میان ارمنی‌ها به کوه «ماسیس» معروف است که به معنی «مادر جهان» است، «نخجوان» به معنی «محل فرود» است، «اچمیادزین» به معنی «فرودگاه» یا «کسانی که فرود آمدند» است، «آرگوری» (Arghuri) نشان دهنده «پرورش درخت مو» است که می‌تواند یادآور کاشت درخت مو توسط حضرت نوح(ع) پس از پایان طوفان، آنطور که در کتاب مقدس به آن اشاره شده باشد، دهکده‌ای نزدیک به محل کشتی وجود دارد به نام «محشر» که می‌تواند یادآور مجازات جهانی مردم دنیا باشد- هم اینک دولت ترکیه با اعزام گروههای باستان شناس، کشتی را مورد حفاظت قرار داده و برخی از یافته‌های باستان شناسان برای حفاظت و مراقبت بیشتر، مورد توجه ویژه قرار گرفته اند. کشف چهار ستون فلزی فسیل شده که هرکدام ۱۲۰ سانتی متر طول دارند و از بخشهای مهم در ساخت کشتی بوده اند، از جمله این اشیاء است که هم اکنون در تملک وزارت معادن و فلزات ترکیه قرار دارد.در دل
کوههای آرارات در نزدیکی مرزهای ایران و ترکیه، جسم عظیم فسیل شده ای قرنهاست که آرمیده و طوفان مهیب را پشت سرگذاشته است. کشتی بزرگ و مجهزی که یکی از پیامبران خدا را در رسالتش یاری داده است. این فسیل غول پیکر، راز و رمزهای بسیاری در دل خود نهفته دارد. ماجرای آن قرنهاست که مورد توجه بوده و دهها سال کانون کاوش‌ها و کنجکاویها خواهد بود. تحقیقات هم چنان ادامه دارد.




طبقه بندی: تاریخی، 
برچسب ها: کشتی نوح، آرارات، آگری،  

له ویبلاگی کاردو وه رگیرا
[ یکشنبه نهم آبان 1389 ] [ 22:15 ] [ امید سورانی ] [ ]

 

وی عبدالرحمن شرفکندی متخلص و مشهور به هژار در ششم شعبان ۱۳۳۹ قمری در قریه شرفکند مهاباد در یک خانواده روحانی پا به حرصه وجود نهاد و چون پدرش روحانی بود از ۵ سالگی پسر را به تحصیل ترغیب کرد و در نتیجه استعداد ذاتی قران قران و کتب مقدماتی را بزودی اموخت و توانست بخواند و  بنویسد بعدا بر اثر تشویق پدرش به مسجد محل که دارای طلبه و مدرس بود وارد شده به تحصیل عربی پرداخت وبه اصطلاح به کتابت پرداخت و نزدیکی از طلاب مستعد به اموختن صرف و نحو  و فقه و غیره مشغول شد و به قول خودش یگانه ارزویش این بود که راه نیاکان خود را دنبال کند  و ملا شود ام تقدیر با تدبیر موافق نبود و سرنوشت را دیگری را فراروی او گسترد وی پدرش را در سن ۱۷ سالگی از دست داد و لذا خود مسئول و سرپرست عائله گردید و از تحصیل دست کشید و برای امرار معاش خود و خانواده به انجام کارهای شخت مانند کارگری چوبداری و دست فروشی مشغول گردید در همین اثنا  بر اثر برخورد  با بعضی میهن پرستان که ان هنگام در تشکیلاتی به نام کومه له ژیانه و ه کردستان (ژک) به رهبری شهید قاضی محمد بر علیه رژیم پهلوی سازماندهی شده بود شرکت کرد و فعالانه به انان پیوست در این گیرودار  با ادیبی همچون هیمن اشنا گردید که بعدها  با همیاری یکدیگر توانستند به دو نفر از بزرگان و بزرگترین شعرای اذادیخواه قوم کرد تبدیل شوند و عرض اندام کنند پس از حمله ارتش شاه و شکست جمهوری  دمکرات مهاباد قاضی محمدوچند تن از یارانش بر سر دار  رفتند و عده ای نیز دستگیر شدند  وعده ای نیز متواری شدند هژارهم پس از دربدری وتحمل مصائب زیادموفق شد که به خارج از وطن فرار کرده و به بغداد برود و در انجا نیز برای امرا ر معاش  به کارهای طاقت فرسا  دست زد که  بر اثر بدی  شرایط  محیط و عدم  بهداشت و غذای کافی به بیماری سل دچار گردید  و مدتی بعد به وسیله کسانی که از طریق اشعار پر مغز و با محتوای بلندش با وی اشنا شده بودند تسهیلاتی برایش فراهم نمودند و در بیمارستان مسلولین واقع در جبل لبنان بستری گردید و دو سال و اندی در بیمارستان مان تا رفته رفته حالش رو به بهبودی گذاشت و هر روز از کتابخانه ای که در بیمارستان قرار داشت استفاده  می کرد و انقدر کتب تاریخی و ادبی و سیر گذشتگان و عربی خواند که بعدا" مراجعت به بغداد وی را در سلک عربی دانان مهم جای دهد و بعد از بیمارستان در یک عکاسی مشغول به کار شد اما  بعد از مدتی  پلیس عراق وی را مجبور به ترک این کشور کرد و ناگذیر  به سوریه  رفت  و طی ۳ سال اقامت در سوریه  با اکراد کرد ترکیه اشنا شد و بعدا" باز وارد بغداد شد .         

در حالیکه از لحاظ زندگی سخت در عسرت بود در سال ۱۹۵۸ که مجاهد و وطنخواه و خداپرست و بزرگوار قوم کرد ملا مصطفی بارزانی پس از ۱۳ سال اقامت در شوروی  به کردستان عراق بازگشت و هزار جزو اولین کسانی بود که به پیشمرگی وی درامد و تفنگ بر دوش گذاشت در این دوران با سرودن اشعار مردم کرد را تشویق و تاثیرات زیادی بر ملت کرد گذاشت پس از قرارداد الجزایر و توطئه مشترک امریکا و شوروی و عوامل انها یعنی ایران و عراق ان زمان نهضت ۱۷ ساله کردستان به شکست انجامید و هژار و چندین هزار پیشمرگ و زن و کودک عراقی اواره گردیدند و به واسطه سفارش اکید ملا مصطفی بارزانی رژیم وقت ایران او را بخشید و همانند فردی از اوارگان در کرج اسکان یافت مدتی با نوشتن مقالات تحقیقی کردی و ترجمه کتب عربی به فارسی یا کردی در رادیو ایران به کار مشغول بود.

اثار وی:

ئاله کوک.منتشر از سوی انجمن فرهنگی شوروی

مه م و زین خانی  از کرمانجی به مکریانی را ترجمه کرده است (شعر)

منظومه سه ر مه به تقلید سگ و مهتاب  چاپ سوریه ۱۹۵۷ م

ترجمه رباعیات حکیم عمر خیام به کردی (شعر)

بو کردستان(شعر)کردی

ترجمه قانون ابن سینا از عربی به فارسی

ترجمه تاریخ سلیمانیه از عربی به فارسی

ترجمه روابط فرهنگی مصر و ایران از عربی به کردی

ترجمه یک در کنار صفرهای بی پایان تالیف دکتر شریعتی از فارسی به کردی

ترجمه پدر و مادر ما متهمیم  تالیف دکتر شریعتی از فارسی به کردی

ترجمه عرفان در برابر ازادی از فارسی به کردی نوشته دکتر شریعتی

ترجمه اری اینچنین بود از فارسی به کردی نوشته دکتر شریعتی

شرح دیوان ملا جزیری به شیوه سورانی

فرهنگ فارسی به کردی

فرهنگ کردی به فارسی

تاریخ اردلان به کردی

له ویبلاگی کاردو وه رگیراوه

[ یکشنبه نهم آبان 1389 ] [ 22:5 ] [ امید سورانی ] [ ]

دایه گیان بگری له سه ر خاکم که وا شینم ده وی
زور بگریه دایه گیان فرمیسکی خوینینم ده وی

من گولی سه د ئاره زوی ژینم له خاکا خه وتووه
خاکی مه یدانی خه بات ره نگینی خوینی من بووه

دا مه نیشه دایه گیان بو هاتنی من چاوه ری
دلنیا به, به سیه تی ,بو ده نگی  ده رگا مه گره گوی

من ده میکه جه رگی سوتاندوم هه ناسه ی سه ردی گه ل
دلپری کردوم خه می ده سکورتی و ره نگ زه ردی گه ل

من کوری کوردی شه هیدی ری ی خه باتم دایه گیان
کوتری خوینیین په ری باخی ولاتم دایه گیان

من له شاری خوم غه ریب و بو هه مو بیگانه خوم
کوتری کوژراوی ریگای لانه خوم,بی لانه خوم
 
دایه گیان بگری له سر خاکم  که وا شینم ده وی
زور بگریه دایه گیان فرمیسکی خوینینم ده وی

(ماموستا شه ریف)
له کوردستان بلاگ وه رگیراوه
[ یکشنبه نهم آبان 1389 ] [ 21:56 ] [ امید سورانی ] [ ]

قبل از اینکه در باره منشاء نژاد اکراد صحبت شود بهتر خواهد بود بدانیم چرا این طایفه را کرد مینامند ؟ و لفظ کرد از کجاست ؟
کتابهای تاریخی جدید و نژاد شناسی قدیم و جدید نظیر نوشته های تورودان ژن Thureau.Gin درایورdriver و پروفسور مینورسکی و همچنین گزنفون سردار و معرف معروف یونانی و استرابون و سرمارک سایس و نیز کتیبه های آشوری از فلاتی بنام Kardaka وطوایفی بنام کورتی Kortti که ساکن آنند صحبت  میکنند و تا با مروز که آنرا دنبال مینمایند آن سرزمین حوضه بالای دجله و فرات و ناحیه کوه “جودی”و میان موش و دیاربکر و سرچشمه های زاب کبیر و ضغیر و کوههای زاگروس و مردم آن را “کردان”امروزی میدانند و این مطلب تقریبا “مسلم شده که از چنین هزار سال باین  طرف  هیچگونه تغییر و تبدیلی در ساکنان آن سرزمین صورت نگرفته است . با این حساب گوتی ها ،کورتی ها و قردوها و بقولی که منسوب به یونانی ها است کردوئن ها بگفته ارامنه  کردوخ ها  هم یکی بوده  و همان اکراد امروزی  میباشند.

نظامی شاعر بلند آوازه ایران میفرماید:
گر شد پدرم به نسبت جد     یوسف پســـر زکی محمد
گر مادر من رئیسه كـــرد     مادر صفتانه پیش من مرد

و این نظریه را دانشمند ان متبحر یچون همارتون (HOMARTON) و نولدکه (NOLDKE) و وایسباخ (WAISSBACK) تایید نموده و میگویند قوم کورتی که مورخان یونان قدیم در جزء طوایف ماد  و  پارس نام  برده اند  همین کرد فعلی است.نوشته های اردشیر بابکان سر سلسله  ساسانیان و سایر مورخین عرب و ایرانی را دلیل این ادعا بیان میکنند.

راسیک و دراور مستشرقین معروف این منظور را چنین بیان میکنند (در طول تاریخ تا آنجا که بیش از سه هزار سال به عقب برمیگردد. در هر جا به نامهای گوتی یا کورتی ، خالدی الکردی ،کاردا ، کار توخی، سیرتی غوردیای ، غوردوئه تی ، کارتاوایه ، کارداک ،……. برمیخوریم باید بدانیم همه آنها اجداد کردهای امروزی را تشکیل می داده اند و همین نام را به سرزمین خود که عبارت ازهمان مناطق فوق الذکر باشد داده اند
 
).ا.م دیاکو نوف در کتاب تاریخ ماد مینویسد: واژه کوتی فقط در هزاره سوم و دوم قبل از میلاد معنی و مفهوم داشته است و بیک گروه معینی اطلاق میشده که در مشرق و شمال غربی لولوبیان (سراسراراضی که از دریاچه اورمیه تا بخشهای علیای رود یاله ممتد بود ، گفته میشد که همان ناحیه شهرهای کنونی میاندواب و بانه و سلیمانیه و ذهاب و سنندج است) و در خاک آذربایجان کنونی و کردستان زندگی میکردند و در هزاره اول قبل از میلاد همه “اورارتوئیان” و مردم “ماننا” و”ماد” را”کوتی”مینامیدند و فقط گاهی در کتیبه های نظیر کتیبه “سارگوم دوم” مادهای ایرانی زبان از “کوتیان”مشخص و ممتاز گشته اند.

عده ای  دربعضی ازکتابها به استنادقرآن کریم درموردطوفان نوح  وبساحل رسیدن کشتی حضرت نوح درکنارکوه “جودی” می نویسندهمان زمان اقوامی که دراطراف همین کوه زندگی می کرده اند،گوتی نام داشته اند و نام خود راهم بدان داده بوده اند که امروز با تغییر لفظ گوتی،جودی شده است.
“ابن قتیبه”درکتاب “عیون الاخبار”مینویسد:اولین آبادی که ÷س ازطوفان نوح ساخته شده”بقردی”بودکه نامش درسوق الثمانین است ووجه تسمیه آن چنین است”نوح چون ازکشتی بیرون آمدآنجارابنانهادوبرای هریک از مردانی که باوی به کشتی پناه برده بودند خانه ای ساخت وچون هشتادنفربودندآنجارا”سوق الثمانین”خواندند.
نظریه  دیگردراینباره متعلق به فون لوشان است”می گویددر2500 سال قبل ازمیلاد آریائیها به ایران آمده اندو قسمتی ازآنها به فارس رفته ودسته دیگربه کوههای زاگروس رفته  وطایفه طایفه شده  بنامهای  لولو،گوتی، کوسی،مانائی ،کاردوس،خالدی،کاردو وماد معروف شده اند.

باتوضیحات فوق ومدارک وآثارموجود و کشف شده میشود بااطمینان گفت که برای تاریخ کرد و سابقه آن میتوان تاچند هزارسال پیش ازمیلاد به عقب برگشت که بقول دکتر”سپایرز”این رقم تاشش هزارسال قبل ازمیلادبه عقب برمی گردد و تابه آنجا میرسد که  نخستین دوره به سال 3600قبل  از میلادختم می شود که سلطنت “نارامسین” پسر”سارگون اول” پادشاه ” اکد ” بدست “گوتی”ها یا اکراد”آراراتی”منقرض گردید و سلاطین کردبیش از دوقرن برسرزمین “سومر،اکد وعیلام”هم جزومتصرفات سلطنت “گوتی” یا اکراد قرارگرفت با توجه به یک چنین ماخذی است که نتیجه گیری این امرکه سابقه وجود سلطنت وحکومت دراکراد حکمرانی آنان(اکراد)درسرزمینهای جغرافیایی خودشان مربوط به خیلی پیش ازاین تاریخ است،کاملا منطقی وعلمی می نماید.

چنانکه ماازپادشاهی بنام “سیراب” خبرداریم که پادشاه شاخه ای ازاکراد “لولوم ها”بود که خیلی پیش ازتاریخ  قتح  سومر”سومرواکد”بوده  و نوشته های مختلفی هم که به آن اشاره کرده انداین نظریه را تائید میکنند، که البته ناقض نظریاتی نظیر اینکه میگویند :قدیمترین اثری که نام “کرد” بمیان آمده کتیبه “وارادنز”مربوط به 2272قبل ازمیلاد است، نمی شود بلکه مکمل و یاتصحیح کننده آنها میتوانند باشند.چنانکه باتوجه به اشاره “تورودانژن”Thuresll-Dangin که موردتائیدباستان شناسان و محققین این رشته است مطلب بیشترموردقبول قرار میگیرد.
دکترسپانیررسابقه این امر راتا شش هزارسال قبل ازمیلاد درکوههای زاگروس تشخیص داده  میگوید”تاریخ ملتی کهن ترازکرد دراین سرزمین نشان نمی دهد”.



طبقه بندی: تاریخی، 
برچسب ها: منشاء نژاد کورد، منشاء کرد، تاریخ کرد،  

له کوردستان بلاگ وه رگیراوه(برگرفته از کردستان بلاگ)
 
[ یکشنبه نهم آبان 1389 ] [ 21:52 ] [ امید سورانی ] [ ]

                زبان کردی و گویشهای آن       
زبان شناس بزرگ بریتانیا ″ هنری سویت ″ می گوید : ″ زبان ، وسیله بیان عقاید و افكار با استفاده از اصوات موزون است . ″ برنارد بلوچ و جورج . ل . تراگر″ زبان شناسان آمریكایی نیز در تعریف خود از زبان می گویند : زبان ، سیستمی از علایم است كه گروهی از انسانها بر سر استفاده از آن به توافق رسیده اند . شیرازی نیز در ″ فرهنگ محیط ″ می گوید : زبان مجموعه اصواتی است كه هر ملت ، مقصود خود را با آن بیان می نماید .

زبان شناسنامه هویت ملتهاست ، به بالندگی می رسد ، رشد می كند ، متحول می شود ، در زمان ها و مكانهای مختلف دگرگون می شود و در اثر اختلاط فرهنگ های گوناگون تغییر می كند .

با نگاهی به شاخه های زبان های مستقل در جهان می توانیم جایگاه زبان خویش ( زبان كردی ) را در میان این زبان ها مشخص نماییم  . بی شك زبان كردی از یكی از دو شاخه اصلی به وجود آمده است .

1- زبان های هندی شامل : پنجآبی ، گجراتی ، بهاری ، بنگالی ، هندی غربی و شرقی ، باركراتی و راجاسانی .

2- زبان های ایرانی شامل : فارسی كهن و نو ، كردی ، بلوچی ، زبان منطقه پامیر ، اسیتی در منطقه قفقاز و افغانی ( در واقع افغانی زبان نیست بلكه نام سرزمین و كشوری به همین نام است كه ساكنان آن به زبانهای پشتو – اردو – تاجیك و … تكلم می كنند )

دیاكونوف زبان ایرانی را سه دسته می داند :

1- زبان های ایرانی گروه ″ اسكیثی – خاورمیانه ، زبانهای ایرانی شرقی

2- زبان های ایرانی گروه ″ جنوب شرق ″ كه تنها نماینده ممتاز آن  زبان فارسی كهن است .

3- زبانهای ایرانی گروه ″ ایرانی غرب ″

زبانهای ایرانی گروه ″ ایران غرب ″ نیز بر اساس تقسیم بندی زبان شناسان دو دسته اند :

الف : زبان های گروه ″ شمال غرب ″ : كهن ترین آنها ″ ماد ″ یا زبان كتاب مقدس زردتشت ″ اوستا ″ است كه زبان كردی را زنده ترین تجلی آن می دانند .

ب: زبان های گروه ″ جنوب غرب ″ : خط میخی عصر هخامنشی در حریم فارس .

با استناد به شواهد تاریخی انجام گرفته می توان اذعان كرد كه زبان كردی جزو زبان های هند و ایرانی و از شاخه های زبان های هند و اروپایی است .

در ازمنه كهن هرودوت از قوم ماد كه نام آنها در كتیبیه های میخی بیستون نیز آمده ، یاد كرده است . اگر اوستا را منبع و ماخذ قرار دهیم می توان زبان اوستا  ″ بویژه گاتها″ را زبان مادها دانست . كتیبه های پادشاهان آشور در مورد اقوام ماد ، پراكندگی جغرافیایی و نام رهبران آنها در كنار اوستا ، بزرگترین منبع برای شناخت  زبان مادهاست در اوستا كلمات بسیاری می توان یافت كه هنوز هم در زبان كردی امروزی باقی مانده و مورد استفاده اند . دیاكونوف می گوید : ″ زبان اوستایی ، مهم ترین زبان در ماد باستان بوده است ، زبانی بسیار قوی و وابسته به زبان های هند و اروپایی است ، این زبان را نمی توان زبان پارسی نامید كه زبان رسمی ایرانیان است . ″ می توان گفت كه تاثیر فرهنگ های متفاوت و غالب در پذیرش زبان به عنوان یك عامل برتر توسط فرهنگ مغلوب است، بی شك ظهور ادیان مختلف در خاورمیانه و بین النهرین و ظهور و سقوط امپراطوری های بزرگ در این منطقه ، به همراه تبعات فرهنگی سیاسی و اقتصادی ناشی از آن ، زبان كردی را نیز تحت تاثیر قرار داده است .

دیدگاههای فلسفی – ایدئولوژیك همیشه زبان را تحت تاثیر و تغییر قرار  داده اند ماركسیسم برای زبان اهمیتی قائل نیست و از دیدگاه ماتریالیستی به جهان می نگرد و اقتصاد را زیر بنا می داند . در اسلام زبان در زندگی نقش حیاتی ندارد بلكه عامل محوری در اسلام اعتقاد به یزدان و اصل توحید است اما ناسیونالیسم زبان را یكی از اركان بوجود آمدن ملت و زیربنای تشكیل اجتماع می داند . ماركسیسم از دیدگاه اینترناسونالیستی تمام ملل جهان را به یك چشم می نگرد و اسلام نیز از دیدگاه توحیدی نگاهی واحد به جهانیان دارد پس نگاه ماركسیسم و اسلام از كل به جزء و دیدگاه ناسیونالیسم در نقطه مقابل آن دو ، از جزء به كل است .

هر ملتی در جهان ابتدا بر اساس زبانش شناخته شده است ملت بدون زبان ، بدون هویت نیز می باشد .  هه ژار مكریانی  می گوید : اجتماعی كه فاقد زبان و فرهنگ است زیر گام های ملل دیگر له خواهد شد . هر ملتی كه خواستار زبان و ادبیات خویش باشد ملتی زنده محسوب می شود ملت زنده نیز در صورت فقدان آزادی و گرفتاری در بند و اسارت ، از خطر نابودی رسته است . برای ملتی چون ما پاسداری از زبان كردی خویش ، جمع آوری لغات و اصطلاحات كردی ، فولكولر كردی و آموزش زبان كردی تنها وسیله زنده نگه داشتن ملت كرد  است نباید فراموش كرد كه یك ملت زنده تنها با زبان ملی خویش زنده خواهد ماند .

و نیز  درباره زبان كردی و ریشه آن منابع تاریخی چه می گویند .

غالب مستشرقین زبان ″ مید″ ی را ریشه زبان كردی و از شاخه های آن به شمار می آورند . مینورسكی و مار با آنكه از دو راه متفاوت رفته اند اما به نتایج كاملا مشابهی رسیده اند ، از دید هر دو محقق سهم مدی ها ( مادها ) در تكوین نژادی كردها مسلم به نظر می رسد . مینورسكی بر این عقیده است كه تمام لهجه های بازمانده در زبان كردی از زبان پایه قدیم و نیرومندی نشات كرده اند و آن زبان مادی است . بعضی از دانشمندان را عقیده چنان است كه گاثه ی زرتشت به زبان ″ مادی ″ است و نیز برخی برآنند كه زبان كردی كه  یكی از شاخه های زبان ایرانی است از باقی مانده های زبان ماد است .

طبری و ابن خردادبه و اصطخری به تفصیل از كردها نامبرده اند ″ كردو ″ به فتح كاف و زیادتی واو به زبان آشوری به معنای مقاتل و شجاع آمده است و در یكی از كتیبه های سرجون ملك آشور كه به خط میخی آشوری است لغت ″ كردو ″ یا ″ كاردو ″ به همین معنی استعمال شده است و بعید نیست لغت ″ گرد ″ به معنی شجاع نیز از همین اصل باشد .

دانشمند بزرگ آذربایجان احمد كسروی  در مقاله ی   كردها و لر ها  را   از   یك تبارند   می نویسد : ″ همه ی طایفه هایی كه در كوهستان های غربی ایران از حدود آسیای صغیر تا خاك فارس نشیمن داشته به نام های گوناگون كرد و لر و بختیاری و بهمئی و دیگر نام های خوانده می شوند در آغاز  اسلام   همگی این طایفه ها  جز نام   كرد نداشتند و تا آنجا   كه دانسته ایم نام ″ لر ″ نخستین بار در كتاب های اصطخری و مسعودی   دیده می شود مسعودی ″ اللریه ″ را گروهی از  كردان شمرده و اصطخری  هم از ″ بلاد اللور ″ سخن می راند . ″

پرفسور سایس می گوید : مادها عشایر كرد بوده و در شرق ( غرب ایران امروز ) سكونت داشته اند و ولایات آنها تا جنوب بحر خزر ادامه داشته و زبان آنها آریایی و از نژاد خالص  آریایی هستند . سیسیل . جی . ادموندز می گوید : به گمان من بنابر جهات و موجبات جغرافیایی و زبان شناسی می توان گفت كردهای امروز نمایندگان مادها و سومین سلطنت بزرگ شرق هستند .

دار مستتر می گوید : اوستای زرتشت به زبان مادی نگاشته شده است . مینورسكی می گوید : هر تحقیقی در مورد كرد و زبان كردی باید مبتنی بر ماد و زبان مادی باشد . برخی مورخان و زبان شناسان كرد از جمله پرفسور محمد امین زكی بیگ ، توفیق وهبی ، دكتر محمد امین اورامانی با مقایسه واژگان اوستای زرتشت و زبان كردی امروز مدعی هستند كه زبان كردی در مقایسه با زبان فارسی به اوستای زرتشت نزدیك تر است . زرتشت در سال ( 660 ق . م ) در ارومیه  1   امروزی به دنیا آمده و در همان جا نیز بزرگ شده است . دكتر بهزاد خوشحالی می گوید : زبان كردی از زبان های غنی و زنده ی جهان بوده از لحاظ آهنگ و سبك و صوت تنها یك رقیب در كنار خود می بیند وآن زبان فرانسوی است .

با مقدمه ای بر تعریف زبان و ریشه زبان كردی كه در بالا ذكرشد به سراغ لهجه های زبان كردی می رویم و ابتدا به این سوال پاسخ می دهیم كه عوامل به وجود آورنده لهجه ها در زبان كردی چه چیزهایی هستند ؟ یكی از عوامل مهمی كه سهم عمده ای در بوجود آمدن لهجه های گوناگون زبان كردی داشته است عامل جغرافیایی است ، شاهد زنده بر مدعای ما نوع و كیفیت تاثیر زبان های تركی ، عربی و فارسی بر مناطق مختلف كردنشین است به گونه ای كه میزان تاثیر این زبان ها در مناطق مختلف كردستان یكسان نیست . تجزیه ی كردستان در قرن هفدهم و متعاقب آن در قرن بیستم می تواند یكی دیگر از عوامل بوجود آوردنده ی لهجه های كردی باشد . وقتی یك كرد كرمانج حرف می زند شما متوجه می شوید كه زبانش تحت تاثیر زبان تركی قرار گرفته است اما وقتی یك كلهر حرف می زند شما متوجه می شوید كه لغات فارسی در زبانش بكار می برد و زبان او تحت تاثیر زبان فارسی قرار گرفته است . حال به بررسی گویش های زبان كردی می پردازم از آنجا كه زبان شناسان ، شرق شناسان و مورخان غیر كرد و بسیاری از دانشمندان و زبان شناسان كرد به تقسیم بندی های گوناگونی از زبان كردی و گویش های آن پرداخته اند و تقریبا تقسیم بندی مشابهی را عنوان كرده اند  به تعدادی از این نمونه ها اشاره خواهم كرد و در پایان به  تقسیم بندی خویش  از زبان كردی می پردازم ،امید آن دارم كه مورد قبول  خوانندگان و زبان پژوهان گرانسنگ  قرار گیرد.

مینورسكی زبان كردی را به لهجه های مختلف تقسیم بندی می كند :

2- زبان جنوب شامل : كرمانشاه – سنندج و   2 -زبان شرق شامل : سلیمانیه – مهاباد

3- زبان غربی كه شامل منطقه خاصی نیست و در سراسر كردستان متداول است

ایرادی كه به تقسیم بندی مینورسكی وارد است این است كه او لهجه ها را فقط بر اساس موقعیت جغرافیایی تقسیم بندی نموده است .

امیر شرف خان بدلیسی به استناد به دستور زبان ، زبان كردی را به چهار دسته تقسیم بندی كرده است : 1- كرمانجی  2- سورانی  3- كلهری  4- لری

توفیق وهبی ، زبان كردی را مركب از لهجه های زیر می داند :

1- كرمانجی

                 الف : كرمانجی شمال از شاخه های زیر بوجود آمده است . بادینانی – بوتانی – آشتیانی – حكاری و بایزیدی

                 ب : كرمانجی جنوب از شاخه های زیر بوجود آمده است . مكری – مهابادی – سورانی – اربیلی – سلیمانیه – كركوكی – سنندجی و اردلانی

2- لری شامل : بختیاری – لكی – فیلی – كلهری و ممسنی

3- گوران شامل : باجلانی – كاكه یی – زنگنه و هورامانی

4- زازایی

ایرادی كه به تقسیم بندی توفیق وهبی وارد است این است كه در دسته بندی لهجه كرمانجی جنوب ″ مكری و مهابادی ″ و ″ سلیمانیه و كركوك ″ و ″ سنندجی و اردلانی ″ به هم آمیخته تفاوتی چندان در میان آنها دیده نمی شود .

پرفسور محمد امین زكی بیگ می گوید : لهجه های زبان كردی چند دسته اند بزرگترین آنها لهجه كرمانجی است ، به استناد به كتاب شرفنامه ملت كرد را چهار دسته می داند . كرمانج – كلهر – گوران – لر .

استاد خال زبان كردی را به چهار دسته تقسیم می كند

1- زازا

2- كرمانجی راست شامل : سورانی – بابانی –مكریانی – اردلانی – كلهری – گورانی

3- كرمانجی چپ شامل : شمالی – بوتانی – بادینانی – حكاری – بایزیدی – شمدینانی

4- لری شامل : بختیاری – لكی – فیلی

ایرادی كه به این تقسیم بندی وارد است این است كه گورانی و كلهری خود گویش های مستقل هستند و در زیر شاخه كرمانجی راست نمی گنجد .

در پایان تقسیم بندی های زبان كردی باید گفت كه غالب زبان شناسان بر وجود چهار لهجه اصلی زبان كردی اتفاق نظر دارند .

بررسی فونتیك ( Phonetic ) ، گرامر و كلمات كردی مبنای علمی برای تقسیم بندی گویش های كردی است بر همین اساس و با كمك از نظریات و تحقیق پژوهشگران ، زبان شناسان ، مستشرقین و مورخان كه در بالا ذكر تعدادی از آنها آمده است زبان كردی را بر چهار گویش عمده و اصلی تقسیم بندی می نمایم و به جزئیات هر گویش خواهم پرداخت .

1- گویش كرمانجی شمال شامل گونه های بادینانی – بوتانی – آشتیانی – قوچانی – حكاری –بایزیدی – شمدینانی – جزیره ای

حوزه ی جغرافیایی گویش كرمانجی شمال در مناطق كرد نشین : دیار بكر – جزیره – ارزروم – هركی – شكاك- بایزید – حكاری – ماردین – وان – بتلیس – آگری – شمدینان – دهوك – زاخو – عمادیه –سنجار – عقره – عفرینی – ارومیه – سلماس – ماكو –نقده – برادوست – ترگور – مرگور-  كردهای قوچان  در شمال خراسان ایران – جلالی – دومبلی – كردهای ارمنستان – حسكه – قامیشلی – حلب – مناطق كردنشین آناتولی –ایروان – باروكلی در كوههای آرارات – تور عابدین – موش -  دوگو – ارزنجان – خرپوت – موصل – آمیدی – كوههای شنگار – سیواس – ملاطیه – اورفا – سلماس – كردهای (بجنورد – شیروان – درگز – كلات – گیلان – مازندران – نور – كلاردشت ) كردهای چاوان .

گویش كرمانجی شمال بیش از 22 میلیون گویشور كردی دارد كه بیشترین درصد گویشوران كرد را رغم می زند و حدود 49% از جمعیت ملت كرد به این گویش تكلم می كنند .

2- گویش كرمانجی جنوب شامل گونه های سورانی – مكریانی – اردلانی – بابانی – جافی

حوزه جغرافیایی گویش كرمانجی جنوب در مناطق كردنشین : مهاباد – بوكان – سردشت – بانه – پیرانشهر – نقده – اشنویه – سلیمانیه – كركوك – اربیل ( هه ولیر ) – موصل – رواندز – چمچمال – شقلاوه – كویه – قلعه دیزه – مریوان – سقز – تكاب – سنندج – دیواندره – لیلاخ – روانسر – گروس – شوانی – سول ئاوا – جوانرود – ثلاث باباجانی – دوكان – كفری – كلار

گویش كرمانجی جنوب بیش از 10 میلیون گویشور كردی دارد و حدود 22% جمعیت ملت كرد به این گویش تكلم می كنند .

3- گویش كلهری – لری شامل گونه های كلهری – لری – لكی – فیلی – بختیاری

حوزه جغرافیایی گویش كلهری – لری در مناطق كردنشین : كرمانشاه – اسلام آباد – ایوان – صحنه – كنگاور – كردهای همدان – قصرشیرین – گیلان – سومار – شیروان چرداول – هلیلان – زردلان – لومار – موسیان – ایلام – دهلران – آبدانان – سنقر كلیائی – قروه – بیجار – مهران – خانقین – مندلی – بیره ی – بدره – خرم آباد – كوهدشت – چوار – اركوازی – زرنه – كارزان – سرپل ذهاب – ممسنی – كرند – هرسین - تویسركان – اسد آباد – بیستون – سنجابی – دالاهو – پشت كوه و پیش كوه – میش خاص – هفت چشمه – دره شهر – پهله زرین آباد – مورموری – سراوبازان – ماهیدشت – كامیاران – خوران – چمچمال صحنه – چهارمحال بختیاری ( شهركرد ) – زرباتیه – خسروی – اركواز ملكشاهی – ریژاو – دزفول – الشتر – دینور – بروجرد – الیگودرز – هفت گلی – سوسنگرد – پلدختر – نیریز – كوت – كوه گلویی – تعدادی  از كردهای دشت شهرزور كه از اهالی ایوان – گیلان – ملكشاهی و خزل می باشند – ایل ملكشاهی – ایل كلهر – ایل سنجابی – ایل خزل – ایل اركوازی – ایل شوهان

گویش كلهری - لری بیش از 10 میلیون گویشور كرد دارد كه حدود 22%  جمعیت ملت كرد به این گویش تكلم می كنند .

4- گویش گورانی – زازایی شامل گونه های اورامانی – زازایی - گورانی

حوزه جغرافیایی گویش گورانی – زازایی در مناطق كردنشین : پاوه – نوسود – ژاورود – اورامان لهون – نودشه – حلبچه – بیاره – تویله – زنگنه – كا كه ای – روژبیانی – دزلی – پیر شالیار – رزاو – نگل – میانه – بخش هایی از ( درسیم – خارپوت – معدن – ارزنجان – دیار بكر – اورفا – بتلیس)

گویش گورانی – زازایی بیش از 5/2 میلیون گویشور كرد دارد كه بیش از 5 % درصد جمعیت ملت كرد به این گویش تكلم می كنند .
علیرضا خانی- ایوان

طبقه بندی: زبان و ادبیات کردی، 
برچسب ها: زبان کردی، زمانی کوردی، zmani kurdi، کردستان، کرمانجی، کلهری، سورانی، مکریانی، لری،  

له کوردوستان بلاگ وه رگیراوه  (برگرفته از کردستان بلاگ)


 


 
[ یکشنبه نهم آبان 1389 ] [ 21:47 ] [ امید سورانی ] [ ]
له کوردستان بلاگ وه رگیراوه

رووداونێت-سوید

پێنج کورد ده‌بنه‌ ئه‌ندامی په‌رله‌مانی سوید

هه‌ڵبژاردنی په‌رله‌مان، شاره‌وانی و پارێزگاکانی سوێد کۆتایی هات و جارێکی دیکه‌ ئالیانسی سوێدی بۆ چوار ساڵی دیکه‌ حکومڕانی سوێد ده‌که‌ن.
دۆراوی سه‌ره‌کی هه‌ڵبژاردنی ئه‌مجاره‌ پارتی سۆسیال دیموکراته‌کانی سوێد بوو که‌ بۆ جاری یه‌که‌م دوای 96 ساڵ که‌مترین ده‌نگیان به‌ده‌ست هێنا و ئێستا ته‌نها نیوده‌رسه‌د له‌ پارتی موحه‌فه‌زه‌کاری مۆدراته‌کان ده‌نگیان زیاتره‌.
براوه‌ی سه‌ره‌کی له‌م هه‌ڵبژاردنه‌دا، کورد بوون که‌ وه‌ک که‌مینه‌یه‌ک له‌ سوێد، پێنج کاندیدیان چوونه‌ نێو په‌رله‌مانه‌وه. یه‌که‌مین جاره‌ له‌ مێژووی کوردا له‌ وڵاتێکی ئه‌ورپی پێنج کورد (سێ ژن و دوو پیاو) که‌ دووانیان کوردی رۆژهه‌ڵات، یه‌کێکیان کوردی باشووری بچووک، یه‌کێکی دیکه‌ کوردی باشوور و یه‌کێکیشیان کوردی باکووری کوردستانه‌.
ئامینه‌ کاکه‌باوه‌ له‌ شاری ستۆکهۆڵم له‌سه‌ر لیستی پارتی چه‌پ توانی بۆ دووه‌م جار هه‌ڵبژێریته‌وه‌ که‌ کوردێکی رۆژهه‌ڵاتی کوردستانه‌. جه‌بار ئه‌مین، خه‌ڵکی باشووری کوردستان، بۆ سێهه‌مین جار به‌ختی خۆی تاقیکرده‌وه‌ و بووه‌ ئه‌ندامی په‌رله‌مان، هه‌روه‌ها شادیه‌ حه‌یده‌ری که‌ خه‌ڵکی رۆژهه‌ڵاتی کوردستانه‌ له‌سه‌ر لیستی پارتی سۆسیالدیموکرات له‌ یۆتۆبۆری سه‌رکه‌وتنی به‌ده‌سه‌ت هێنا و له‌گه‌ڵ رۆزا گوجلو هێدین که‌ ئه‌ویش سه‌ربه‌ پارتی سۆسیالدیموکارته‌ له‌ هه‌رێمی دالارانا بووه‌ ئه‌ندامی په‌رله‌مان. له‌ هه‌رێمی ئۆپسالایش، ئیسماعیل کامیل که‌ کوردێکی رۆژهه‌ڵاتی کوردستانه‌ له‌سه‌ر لیستی پارتی گه‌ل وه‌کو یه‌که‌مین ناوی لیستی پارته‌که‌ی بووه‌ ئه‌ندام په‌رله‌مانی سوێد.
سێ له‌ ئه‌ندام په‌رله‌مانه‌کانی کورد، ژنن، ئه‌مه‌یش نیشانده‌ری ئه‌وه‌یه‌ که‌ کوردی سوێد به‌تایبه‌تی ژنان رۆڵێكی گرنگیان هه‌یه‌ له‌ سیاسه‌تی نێو پارته‌ سوێدییه‌کاندا. رۆژێک پێش هه‌ڵبژاردنی په‌رله‌مان له‌ ستۆکهۆڵم ئامینه‌ کاکه‌باوه‌ که‌ به‌شداری فیستیڤاڵی کولتووری کوردیی سکنده‌ناڤیایی کردبوو، له‌ قسه‌کانیدا هیچ کاتێک داوای له‌ کورده‌کان نه‌ده‌کرد که‌ به‌شه‌خسی ده‌نگ بده‌ن به‌و، ته‌نها داوای ده‌کرد که‌ ده‌نگ بده‌ن به‌ پارتی چه‌پ. له‌ وه‌ڵامی ئه‌و پرسیاره‌ی بۆ داوا ناکات ده‌نگ به‌خۆی بده‌ن؟ له‌وه‌ وه‌ڵامدا گوتی "من نامه‌وێت وه‌کو شه‌خس ده‌نگ بۆ خۆم کۆبکمه‌وه‌، به‌ڵام سوپاسی هه‌موو ئه‌وانه‌یش ده‌که‌م که‌ به‌بێ ئه‌وه‌ی من داوایان لێ بکه‌م، بانگاشه‌م بۆ ده‌که‌ن".
ئه‌و ئه‌ندام په‌رله‌مانه‌ کوردانه‌ی که‌ هه‌ڵبژێردراون له‌ لایه‌ن پارته‌کانیانه‌وه‌ رێزی ئه‌و خه‌بات و مندابوونه‌یان گیراوه‌ که‌ هه‌م بۆ سوێد و هه‌میش بۆ نه‌ته‌وه‌که‌یان کردوویانه‌، بۆیه‌ زۆربه‌ی ئه‌وانه‌ی که‌ سه‌رکه‌وتوون زیاتر له‌ ڕێگای پارته‌کانیانه‌وه‌ ده‌رچوون، دیاره‌ به‌رێژه‌یه‌کی که‌میش ده‌نگده‌رانی کورد، ده‌وریان هه‌بووه‌، به‌ڵام به‌هۆی سیاسه‌تی پارته‌ کوردییه‌کانه‌وه‌ ژماره‌یه‌کی زۆر ده‌نگی کورد به‌فیرۆ چوون، چونکه‌ کورد تا ئێستا به‌کۆده‌نه‌گ به‌بێ ئه‌وه‌ی پارته‌ کوردییه‌کان بکه‌ن به‌ مه‌رجه‌عی خۆیان، ده‌نگیان نه‌داوه‌ به‌ کاندیدێکی کورد که‌ نزیک له‌ پارته‌که‌ی خۆیان نه‌بێت. هه‌رچۆنێک بێت، ده‌بێت ئه‌م سه‌رکه‌وتنه‌ له‌ مێژوودا وه‌کو لاپه‌ره‌یه‌کی گه‌ش بۆ کوردی تاراوگه‌نشین تۆمار بکرێت، کوردیش چاوه‌ڕێی ئه‌وه‌ له‌ ئه‌ندام په‌رله‌مانه‌ کورده‌کان ده‌کات که‌ زیاتر بۆ پشتویانی نه‌ته‌وه‌که‌یان خه‌بات بکه‌ن و جینۆساید و کۆکوژییه‌کانی که‌ له‌ کورد کراوه‌، بگه‌یه‌ننه‌ نێونده‌ نێونه‌ته‌وه‌ییه‌کان.

[ یکشنبه نهم آبان 1389 ] [ 21:39 ] [ امید سورانی ] [ ]
هانی کورد
[ شنبه هشتم آبان 1389 ] [ 23:38 ] [ امید سورانی ] [ ]
[ شنبه هشتم آبان 1389 ] [ 23:37 ] [ امید سورانی ] [ ]
قشنگ
[ شنبه هشتم آبان 1389 ] [ 23:18 ] [ امید سورانی ] [ ]
شاه جوان
[ شنبه هشتم آبان 1389 ] [ 22:52 ] [ امید سورانی ] [ ]

کچی کورد جوان

[ شنبه هشتم آبان 1389 ] [ 22:51 ] [ امید سورانی ] [ ]
;]d [,hk ;,vn
[ شنبه هشتم آبان 1389 ] [ 22:50 ] [ امید سورانی ] [ ]
chopy 

  • در سال ۱۹۸۳ در کرکوک متولد شد.
  • در ۱۹۸۶ به علت به علت مشکلاتی که در آن شهر (کرکوک) برای کردها پیش آمد، آنجا را ترک کرد.
  • در ۱۹۸۷ همراه با پدر و مادرش در مناطق مرزی عراق و ایران به سر می برد.
  • در ۱۹۸۸ آواره اروپا شده و سپس در هلند ساکن شد.
  • در ۱۹۹۰ به یک مدرسه موسیقی رفت و در آنجا دانش ابتدایی موسیقی را یاد گرفت.
  • در ۱۹۹۶ به مدرسه آواز رفت و در آنجا تحت نظر اساتید هلندی به شیوه علمی آواز خواندن را یاد گرفت.

chopy

  • در همین سال به مدرسه موزیک رفت و به مدت یک سال پیانو یاد گرفت.
  • در ۱۹۹۹ به آکادمی کردی در آلمان رفت و در آنجا درهای هنر کردی بر روی او گشوده شد و با کمک استاد ارجمند "وریا ئه حمد" این ضمینه بیشتر برای او جذاب شد و کمک زیادی به وی کرد.
  • در ۲۰۰۰ در شهر دانهاخ هلند برای اولین بار روی صحنه حاضر شده و برای بیشتر از سی هزار نفر آواز می خواند و بلافاصله پس از آن به "میدیا تی وی" می رود و در برنامه "شاه نشین" شرکت می کند.

chopy

  • در ۲۰۰۳ با همکاری هنرمند توانا  "برهان مفتی" اولین آلبوم اش به نام " چیت ناو بنم " ( چه نامت نهم) که متشکل از ۹ آهنگ بود را روانه بازار کرد.
  • در ۲۰۰۷ دومین آلبوم اش به نام " ناوتده نیم ژینو" ( نامت را زندگی می گذارم) که متشکل از ۱۳ آهنگ بود را  منتشر کرد.
  • در مدت ۷ سال زندگی هنری در دهها کشور اروپایی کنسرت برگزار کرده است.
  • علاوه بر آن در کانادا ٬ آمریکا و کردستانهای شمالی ٬ جنوبی و شرقی نیز کنسرتهایی برگزار کرده است.

chopy

 

[ شنبه هشتم آبان 1389 ] [ 22:41 ] [ امید سورانی ] [ ]
[ شنبه هشتم آبان 1389 ] [ 22:26 ] [ امید سورانی ] [ ]
[ شنبه هشتم آبان 1389 ] [ 22:25 ] [ امید سورانی ] [ ]
[ شنبه هشتم آبان 1389 ] [ 22:24 ] [ امید سورانی ] [ ]
[ شنبه هشتم آبان 1389 ] [ 22:22 ] [ امید سورانی ] [ ]

منالی کورد

[ شنبه هشتم آبان 1389 ] [ 22:5 ] [ امید سورانی ] [ ]
ده شت و دیمن
[ شنبه هشتم آبان 1389 ] [ 22:3 ] [ امید سورانی ] [ ]
.: Weblog Themes By WeblogSkin :.
درباره وبلاگ

ئه وویبلاگه له لایان هاوپیمانی لاوانی کورد پیک هاتوه تاخزمه تیک مان به وه لاته که مان کرده بیت
هیوادارم له ره خنه وپیشنیاره کانتان بی به شمان نه که ن.
omidmail20@yahoo.com ئیوه ی به ریز دتوانن له ریگه ی ئه وئیمه له وه پیوه ندیمان پی وه بگرن ئه گر شتیکتان هه بو بومان بنیرن تا به نیوی خوتان بلاوی که ینه وه .سپاس
امکانات وب
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


کد گالری